بی روسری بیا که دقیقا ببینمت

اما به گونه ای که فقط من ببینمت

 

با تو نمی شود که سر جنگ وکینه داشت

حتی اگر که در صف دشمن ببینمت

 

نزدیک تر شدی به من ازمن به من که من

حس کردنی تر از رگ گردن ببینمت

 

مثل لزوم نور برای درخت ها

هر صبح لازم است که حتما ببینمت

 

حس می کنم دو دل شده ای لحظه ای مباد

درشک بین ماندن و رفتن ببینمت

 

بعد نوشت:باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنار می گذارم، اما امشب همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم دوستت دارم کبوتر من

 

۱۳۸٩/۱۱/٢٤ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها:

 

نقاش چونکه طرح تو شمشاد می کشد

مجموعه ای ز حُســـن خداداد می کشد

 

وقتی که روی قامت تو زوم می کند

سروی به سبک شعر تو ،آزاد می کشد

 

نوبت به رنگ سرخ لبانت که می رسد

عشق مرا به مرحله ای حاد می کشد

 

خونریز و تیز، آن مژه ها را کنار هم

هم شکل، عین فوج بریگاد می کشد!

 

انگار قلب من کَمکی شاد می زند 

وقتی که چشمهای تو را شاد می کشد

 

چشم سیاه مست تو هر چند ساکت است

از روی بوم یکسره فریـــــاد می کشد

 

بی حرف و با نگاه ، مرا خرد می کند

یعنی سکوت بر سر من داد می کشد

 

نقاش چونکه یافت یکی سوژه ی جدید

دست از کشیدن تو پریزاد می کشد

 

نوبت چو می رسد به من آشفته می شود

عمر مرا چو زلف تو بر باد می کشد

 

ایراد گیر می شود و گیر می دهد

هر عضو می کشد پر از ایراد می کشد

 

از کُنتراست داغ دل و آه سرد من

این سینه را کُلِکشِن اضداد می کشد 

*

کفر دلـــــــــم درآمده از دست زلف یار

کارم در این سیاهه به الحاد می کشد 

 

مفلس شدم ز خرج تو ای عشق و سالهاست

جـــــور مــــــرا کمیته ی امداد می کشد

 

درس جنون بنده چو مجنون روان شده است

شاگرد درس خوانده به استاد می کشد...

 

پ.ن: این شعر مخاطب خاص دارد(کبوتر جلد)

 

 

۱۳۸٩/۱۱/۱٧ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها:

 

 

همیشه از تو سرودم که عاشقت باشم

وجزو ثانیـــــــه ای از دقایقــــــــت باشـم

 

تو در طلوعــــی و من آفتاب تازه غروب

چگونه مـــــی شود این بار لایقت باشم؟

 

درون مجلس شورای عاشقی و جنون

مصوب اســت که رای موافــــقت باشم

 

قبول ، لاله ی داغدار در دلت کم نیست

ولی اجازه بــــده تا شقایــــقت باشم

 

مرا به قلب خود این متن نانوشته ببر

که باز در پی ثبت حقایـــــــقت باشم

 

ســـرودم از تو و اما هنوز شک دارم

برای چشم تو مجنون سابقت باشم

 

 

۱۳۸٩/۱۱/۳ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: