طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاست
دلت آیینه ی ایوان طلاکاری هاست

باید از دور به لبخند تو قانع باشم
اخم تو عاقبت تلخ طمعکاری هاست

جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست
توی تاریک ترین گوشه ی انباری هاست

نفس بادصبا مشک فشان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری هاست

باتو خوشبخت ترین مرد جهان خواهم شد
گرچه این خواسته ی قلبی بسیاری هاست

گاه آرامم و گاهی نگران ، دنیایم
-
شرح آشفته ای از مستی و هشیاری هاست

نیمه ی خالی لیوان مرا پُر نکنید
دل من عاشق اینگونه گرفتاری هاست


۱۳٩٠/٢/۳۱ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها:

 

گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست
چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست

خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی
بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست

فتنه ها افتاده بین روسری های سرت
خون به پا کردی ، ببین! دعوا سر موهای توست

کار دنیا را بنازم که پر از وارونگی ست
یک پلنگ مدعی در دام آهوهای توست

فتح خواهم کرد روزی سرزمینت را اگر
لشکری آماده پشت برج و باروهای توست

شهر را دارد به هم می ریزد امشب، جمع کن
سینه چاکی را که مست از زخم چاقوهای توست

کوک کن ، بردار سازت را ، برقصان و برقص
زندگی آهنگ زیبای النگوهای توست

□□□

خوش به حال من که می میرم برایت اینهمه
مرگ امکانی به سمت نوشداروهای توست

 

 

بعد نوشت:کبوتر جلد تمام مخاطب این شعر تو هستی!!!



 

۱۳٩٠/٢/٢۱ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها:

 

 

این روزها سخاوت باد صبا کم است
یعنی،خبر ز سوی تو _این روزها_کم است

اینجا_کنار پنجره_تنها نشسته ام
در کوچه ای که عابر درد آشنا، کم است

من دفتری پر از غزلم ناب ناب ناب
چشمی که عاشقانه بخواند مرا ،کم است

باز آ!ببین که بی تو در این شهر پر ملال
احساس ،عشق،عاطفه،یا نیست یا کم است

اقرار می کنم که در این جا_بدون تو
_
حتی برای آه کشیدن ،هوا کم است

دل در جواب زمزمه های "بمان"من
می گفت"می روم"که در این سینه جا کم است

غیر از خدا ،که را بپرستم ؟تو را تو را
حس می کنم برای دلم یک خدا کم است
...

 

 

۱۳٩٠/٢/٤ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: