بزن زخم زبان از زهر پرکن استکانم را

که خود با دست خود بر باد دادم دودمانم را

 

 بخواهم یا نخواهم سرنوشتم را پذیرفتم

پذیرفتم که تنها بگذرانم هفت خوانم را

 

شکایت از شکست ناجوانمردانه جایز نیست

که خود در آستین پرورده بودم دشمنانمرا

 

 پشیمانم اگر نالیده ام از بخت نابختم

در اینجا هیچ کس حتی نمی فهمد زبانمرا

 

 سراغ  زنده مانی یا سراغ مرگ باید رفت

خداوندا چه مشکل طرح کردی امتحانمرا

۱۳٩۱/٢/۱٥ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: