تا صدای نفس در زدنت می آید

هوس انگیز ترین عطر تنت می آید

 

به نوازشگری پنجه ی پردازش شعر

موج گیسوی شکن در شکنت می آید

 

تو در گوش من از کشف سخن می گویی

بوی باروت از عمق سخنت می آید

 

ترس و بیگانگی از کنج لبت می ریزد

چه قدر بوسه به لب لب زدنت می آید

 

کعبه ی پیکره ات پرده فرو خواهد ریخت

دست هایم به طواف بدنت می آید

 

شب محجوبگی روسری ات می گذرد

روز بالا زدن پیرهنت می آید

 

صبر کن مستی پر عربده ای در راه است

عرق کشمش داغ دهنت می آید

 

از تو تا شانه و کاشانه ی من راهی نیست

پلک بر هم بزنی آمدنت می آید

۱۳٩۱/٥/۱٦ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: