دل من چه خردسال است ، ساده می نگرد ، ساده می خندد ، ساده می پوشد ، دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست ، ساده می افتد ، ساده می شکند ، ساده می میرد ، دل من تنها ، تنها....

 

درد بگذارد میان کاسه ات 

دشمن همخانه ی ه هم کاسه ات...

 

قه قه آینه در تشریف سنگ

اره بر پاهای  استدلالیان

تیله بازی کردن با پنجم است

مهره ی زاپاس آس پنجم است...

غرش طوفنده بر فانوس ما

مرگ افلاطون و جالینوس ما

میسمار اختیار و لاجرم

فایل شادی از پس پسوورد غم

زخم را با زخم مرهم کردن است

داستان خوب رو کم کردن است

یادگاری بر تن سنگ لحد

بازی نرد است و تاس بی عدد

حکمت دیرین کفش تا به تا

یادگار گنبد دوار ما... 

 

 

 

 

 

 

 


hasmic

۱۳۸۸/۱٢/٢۳ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: