تقویم را ورق زده ام ...تا به تو رسید

در فصل های گرم تماشا به تو رسید

می خواستم بدون تو از خویش بگذرم

پایان این قدم زدن... اما به تو رسید

بحث دوباره بین من و. بین شعر ها

با حرف های رو به درازا به تو رسید

حق دخیل بودن در شعر های من

با کسب اکثریت آرا به تو رسید

از تو سکوت تلخ... همیشه نصیب من

از من همیشه صبر و مدارا به تو رسید

این شعر هم مطابق طبع همیشگیم

مانند چند مصرع بالا به تو رسید

شعرم تمام می شود...این بار هم غزل

مثل همیشه موقع امضا به تو رسید

۱۳۸٩/۳/٢٧ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: