اینجا که منم هیچ کسی راه ندارد

این راه به‌جز رهرو گمراه ندارد

 

بگذار مرا و بگذر ناصح مشفق

بگذار مرا و بگذر، راه ندارد

 

اینجا که منم، از خود من هیچ اثر نیست

آنجا که تویی، جز تو پر کاه ندارد

 

رندانه اگر قصد کنی قربت دل را

این قصر تو را قلعه و درگاه ندارد

 

تکفیر مرا جبرِ تو ناچار و شگفتا

مختار من ازجبر تو اکراه ندارد

 

تند است مرا مطلب و کند است تو را فهم

این نخل تو را شاخه کوتاه ندارد

 

از بهت برون آی و مشو رنجه‌تر از این

شطرنج من از روز ازل شاه ندارد

 

۱۳۸٩/٩/٢٧ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: