بی روسری بیا که دقیقا ببینمت

اما به گونه ای که فقط من ببینمت

 

با تو نمی شود که سر جنگ وکینه داشت

حتی اگر که در صف دشمن ببینمت

 

نزدیک تر شدی به من ازمن به من که من

حس کردنی تر از رگ گردن ببینمت

 

مثل لزوم نور برای درخت ها

هر صبح لازم است که حتما ببینمت

 

حس می کنم دو دل شده ای لحظه ای مباد

درشک بین ماندن و رفتن ببینمت

 

بعد نوشت:باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنار می گذارم، اما امشب همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم دوستت دارم کبوتر من

 

۱۳۸٩/۱۱/٢٤ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط Hasmic نظرات ()
تگ ها: